حسن حسن زاده آملى

12

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

و لكن عبارت تحريف شده است و صحيح آن نصوص با نون است نه فصوص با فاء . و مقصود از نصوص كتاب مخصوص نيست بلكه معنى آن ، متون كتب علمى و نصوص عبارات علماء است چنان كه در طبع بيروت ( ج 2 ص 157 ) نصوص با نون چاپ شده است و همين صحيح است . و مقصود از شروح نيز شروح نصوص است و كسى قبل از شيخ غير از فارابى ، فصوص را شرح نكرده است تا چه رسد كه آن را شروحى باشد ، علاوه اين كه سبك عبارت اباء دارد . كيف كان صحيح همانست كه گفته ايم . قفطى در تاريخ الحكماء حدود هفتاد كتاب فارابى را نام برده است ، و نيز ابن ابى اصيبعه در عيون الانباء به تعداد يكصد و بيست از رسائل و كتب و امالى و تعليقاتش را ذكر كرده است ، و نيز ابن نديم در فهرست برخى از مؤلفات وى را به اختصار ياد كرده است ، و همچنين ابن خلكان در كتاب و فيات الاعيان ، و لكن هيچيك آنان از فصوص نامى نبرده است . مگر اين كه حاجى خليفه كاتب چلبى در حرف فاء كشف الظنون ( ص 1265 ) گويد : الفصوص فى الحكمة للشيخ ابى نصر محمد بن محمد بن طرخان التركى الفيلسوف الفارابى المتوفى سنة 339 تسع و ثلاثين و ثلاثمائة ، و شرحه الامير اسماعيل الحسينى الف‌ارابى المتوفى سنة 894 . اين شرح همان شرح عربى است كه در سنه 1318 هق در طهران ، با ضميمه شرح تائيه ابن فارض تاليف عزالدين محمود كاشى چنان كه عارف جامى در نفحات الانس در ترجمه محمود كاشى بدان نص دارد ، و به غلط در عنوان كتاب به نام عبدالرزاق كاشى نگاشته شده است با چاپ سنگى به طبع رسيده است . و اين شارح فصوص امير اسماعيل شنب غازانى تبريزى است و نام خود را در كتاب نياورده است . و عنوان آن را به نام سلطان يعقوب